Maral Ameri
Meer ideeën van Maral
میگذرد
در خيالات خودم در زير باراني که نيست، مي رسم با تو به خانه، از خياباني که نيست / مي نشيني روبرويم، خستگي در مي کني، چاي مي ريزم برايت، توي فنجاني که نيست / باز مي خندي و مي پرسي که حالت بهتر است، باز مي خندم که خيلي، گرچه مي داني که نيست / شعر مي خوانم برايت، واژه ها گل مي کنند، ياس و مريم مي گذارم ، توي گلداني که نيست / چشم مي دوزم به چشمت، مي شود آيا کمي، دستهايم را بگيري ، بين دستاني که نيست /  وقت رفتن مي شود، با بغض مي گويم نرو، پشت پايت اشک مي ريزم، در ايواني که نيست / مي روي و خانه…
۲
خدا
Je kunt niet beginnen met het volgende hoofdstuk van je leven als je het laatste maar blijft herlezen.
.
♥
شعرگرافی و عکس نوشته 8 آبان